خرید بک لینک
شب و روز میترسم، میترسم از اون روزی که همه خاطرات گذشته ام درحالی که روی یک صندلی نشستم و یه لیوان چای رو با دستان لرزان نگه داشتم،جلوی چشمم بیاد با انگشتای بی جون که دیگه حتی نای تکان خوردن هم نداره دسته ی لیوان رو فشار بدم باهربار فکر کردن به تو، نمیدونستم بعد رفتنت همه چیز صدا داره، تنهایی قدم زدن زجرآور ترین کار ممکن شده برام نمیدونستم بعد رفتنت بعد تموم شدنمون همه پیاده روها بهم فحش میدن،چرا همه جا انقدر بد آشناس انقدر که انگار همونجا کنار همون صندلی پارک کنار همون جدول پیاده رو کنار همون درخت همون مغازه صدای قهقهه تو میاد.میترسم و میترسم و لیوان چای از دستم میوفتد،آن لحظه هارا برای یکبار دیگر زندگی میکنم و ناگهان همه چیز تیره و سیاه میشود.سهم من از عاشقی همین ترسها شد ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکا هاشمی تاريخ: سه شنبه 14 تير 1401 ساعت: 1:25

چشمانت آرزوست از سر نمیپردتو را ز خاطرم کسی نمیبردبه خاک و خون کشیده ایمرا زمن بریده ای مروبه دل نشسته ایچه کردی با دلمبه گل نشسته ایمیان ساحلمبه خاک و خون کشیده ایمرا زمن بریده ای مروبمان که عاشقت منم چرا تو میرویدر آسمان قلب من ستاره میشویبیا بمان که در شبم همیشه همچون ماهیبمان که میکشد مرا تورا ندیدنتتو رفته ای و من هنوز ادامه میدمتپی نوشت: تورو باهمین بیت زندگی میکنم،حسرت میکشم،سیگار خاموش میکنم. ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکا هاشمی تاريخ: سه شنبه 14 تير 1401 ساعت: 1:25

مرگ ميخواس دلم ،مرگ احساس نصيبش شد.

بی تو تقویم پر از جمعه بی حوصله هاست

و جهان مادر آبستن خط فاصله هاست

پسری خیر ندیدهَ م که دگر شک دارم

بعد از این هم به دعاهای پدر شک دارم

می پرم ،دلهره کافیست خدایا تو ببخش

خودکشی دست خودم نیست، خدایا تو ببخش...

برچسب: نویسنده: نیکا هاشمی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 10:33

آري توانست توانست تاب بياورد صد سال را در يه سال خلاصه كرد.

به مژگان سياحت آويختم كليد قلبم را

حساب تاوان ترس از فرداهارا پرداخت ميكنم دركنارت

شال اون شال سرخ تو ...

عاشقانه هايت ديوانه وار از وجودم بالا ميرود يلدايي ام

Fell in love, madly#

برچسب: زهرآلود, نویسنده: نیکا هاشمی تاريخ: جمعه 28 مهر 1396 ساعت: 5:43

امروز مورخ 89/11/14 صبح خیلی زیبایی داشت اما واسه شبنم هایی که رو برگه ها به امید تبخیر شدن نشسته بودن و به جاش یخ زدن و رو برگ جاودانه شدن دلم سوخت! عجب ستم بازاریه این زندگی....

غرور زیبایی این دقایق من...
سهم نگاه من از تصویر تو به اندازه دستان پر مهر و محبتت بی انتهاست
همان دستانی که عاشقانه دوستش دارم ...

پی نوشت:

کوله بارم را بسته ام
برای یک سفر طولانی
به مقصدی نامعلوم
همراه قاب عکسم
و خیال تو
خدانگهدار !

برچسب: نویسنده: نیکا هاشمی تاريخ: شنبه 1 مهر 1396 ساعت: 4:26

image
در نهان، به آنانی دل میبندیم که دوستمان ندارند،

و در آشکارا

از آنانی که دوستمان دارند غافلیم.

شاید این است دلیل تنهایی ما
------
دوستانی که میخوان تبادل لینک کنن،منو با اسم بلاگم لبنک کنن!

برچسب: نویسنده: نیکا هاشمی تاريخ: شنبه 1 مهر 1396 ساعت: 4:26

image
در نهان، به آنانی دل میبندیم که دوستمان ندارند،

و در آشکارا

از آنانی که دوستمان دارند غافلیم.

شاید این است دلیل تنهایی ما
------
دوستانی که میخوان تبادل لینک کنن،منو با اسم بلاگم لبنک کنن!

برچسب: نویسنده: نیکا هاشمی تاريخ: شنبه 1 مهر 1396 ساعت: 4:26

image
در نهان، به آنانی دل میبندیم که دوستمان ندارند،

و در آشکارا

از آنانی که دوستمان دارند غافلیم.

شاید این است دلیل تنهایی ما
------
دوستانی که میخوان تبادل لینک کنن،منو با اسم بلاگم لبنک کنن!

برچسب: نویسنده: نیکا هاشمی تاريخ: شنبه 1 مهر 1396 ساعت: 4:26

اي ساربان اي كاروان ليلاي من كجا ميبري

با بردن ليلاي من جان و دل مرا ميبري

اي ساربان كجا ميروي ليلاي من چرا ميبري

ليلاي من ،ليلاي من ليلي ،دخترك همبازي من رقص موهايت اكنون براي كيست؟

خنده و طنازي ات كجاست ،حكايت ما جاودانه نشد

ليلي و مجنون هم فسانه ماند

پس از تو نمانم براي خدا

تو مرگ دلم را ببين و برو

#گاه_گاه_سراغم_بگير_تنم_سرد_است

برچسب: ساربان, نویسنده: نیکا هاشمی تاريخ: شنبه 1 مهر 1396 ساعت: 4:26

صفحه بندی